مقالات

مامان ازت متنفرم

ترجمه و تالیف: زهرا اخباریه

تا به حال برایتان پیش آمده که فرزندتان در عصبانیت به شما بگوید: “مامان ازت بدم میاد”، “بابا ازت متنفرم”!
شنیدن این جمله چه حسی رو در شما ایجاد کرده؟ 
خشم؟ ناامیدی؟ دلشکستگی؟ 
کاملا حق دارید!

 شنیدن جمله‌ هایی مثل “ازت بدم میاد”، “ازت متنفرم”، یا “تو مامان بدی هستی”، از زبان فرزندتان می‌تواند یکی از سخت‌ترین چیزهایی باشد که یک والد می‌شنود. 

در این مقاله میخواهیم راهکارهای ملموس و آسانی را برای مواجهه با این موضوع، بررسی کنیم؛ تا بتوانید حس ناراحتی از شنیدن این جملات و امکان تغییر شرایط را برای خود و فرزند دلبندتان فراهم کنید.

ابتدا میخواهیم بدانیم که واقعاً منظور آنها ازین حرف چه می تواند باشد؟
به نظر شما پشت این عبارت چه چیزهایی نهفته است؟ 
وقتی فرزندتان به شما می‌گوید از شما متنفر است، آیا دقیقا همین احساس را نسبت به شما دارد؟
قابل درک است که شنیدن این عبارت، حس بی‌احترامی و آزاردهنده ای را به شما القا می کند.

ولی باید بدانیم که در بیشتر موارد، بچه‌ها از والدین خود متنفر نیستند. بنابراین، وقتی می‌گویند “ازت متنفرم”، معمولاً منظورشان این است: “از این کار متنفرم”، یا “از این قانون متنفرم”، یا “از این وضعیت متنفرم”.
در واقع، فرزند شما ناامیدی، سرخوردگی، عصبانیت یا ناراحتی خود را از وضعیتی که در آن قرار دارد، ابراز می‌کند. استراتژی‌ که آنها استفاده می‌کنند این است که شما را مقصر بدانند، زیرا در ذهن آنها، شما مانع رسیدن آنها به چیزی هستید که می‌خواهند.
حال در مواجه ی با این شرایط چطور باید برخورد کنیم؟ 
به عبارتی، عکس العمل ما در برابر شنیدن “ازت متنفرم” چطور باید باشد؟ 

اولین نکته قابل توجه این است که به طور قطع، این نوع بیان در شرایط نا امیدی (به طور‌ مثال ابراز احساس ناامیدی با بیان ‘ازت متنفرم’) روشی نیست که ما از فرزندانمان در مقابله با احساسات منفی، انتظار داریم! 

بنابراین، جدای از مسئله ی احساس منفی که ما از شنیدن این نوع جملات دریافت می کنیم؛ نیاز است که برای تغییر این الگوی رفتاری در فرزندمان، تلاش کنیم. 
از طرفی هم ما نمی‌خواهیم این الگو را صرفا به این دلیل که مودبانه و محترمانه نمی باشد، تغییر دهیم.
ما به این دلیل می‌خواهیم آن را تغییر دهیم، که این شکل از ابراز احساسات به فرزندمان آسیب می‌رساند. 
چرا که این روش سالمی برای مقابله با احساسات منفی نیست. 

چیزی که ممکن است همیشه نبینیم این است که بعد از ابراز عبارت “ازت متنفرم”، آنها با احساس گناه و سردرگمی ناشی از گفتن آن به کسی که واقعاً دوستش دارند نیز مواجه می شوند.
بنابراین، هدف ما این است که ابزارهای بهتری برای مقابله با ناراحتی و ناامیدی به آنها بدهیم.

در ادامه چند گام را برای رسیدن به این هدف، با هم بررسی می کنیم:

گام اول: خنثی شوید و آرام باشید

اول با تغییر در چهارچوب جمله شروع کنید. 

به یاد داشته باشید که آنها از این جمله برای مقابله با ناراحتی یا دردی استفاده می‌کنند – احساسی که نمی‌دانند چگونه با آن کنار بیایند. 
به خودتان بگویید که “این احساس و این جمله، واقعاً مربوط به شما نیست”. این فکر، به شما کمک می‌کند تا آرام باشید.
در مرحله بعد، الگویی که می‌خواهید تغییر دهید را پیدا کنید. 
آیا چیزی وجود دارد که به نظر می‌رسد باعث بیان عبارت “ازت متنفرم” شده است؟ 
آیا ممکن است این موضوع مربوط به قوانین موجود در خانه باشد؟ مثلا مربوط به زمان استفاده از صفحه نمایش؟! یا مربوط به زمانی که به آنها می‌گویید نمی‌توانند خوراکی مورد علاقه شان را میل کنند؟! و … 

گام دوم: با فرزندتان در مورد کلماتی که می تواند استفاده کند، صحبت کنید و سعی کنید با آنها ارتباط برقرار کنید.

ممکن است فرزند شما کلماتی برای بیان آنچه احساس می‌کند و یا چرایی ناراحتی‌اش نداشته باشد.
زمانی را در خارج از این لحظه ای که اتفاق افتاده در نظر بگیرید و یک گفتگوی ارتباطی با کودک داشته باشید. رفتاری را که مشاهده ‌ کرده اید را توصیف کنید و به او کمک کنید تا عصبانیت، ناامیدی، غم، سرخوردگی، ناراحتی یا هر چیز دیگری که ممکن است احساس کند را نامگذاری کند.

به طور مثال، به این جملات توجه کنید:
“عزیزم، من متوجه شده‌ام که وقتی از چیزی خیلی عصبانی می‌شوی، از کلماتی مثل “ازت متنفرم” استفاده میکنی. ولی این برای من خیلی منطقی است زیرا تو واقعاً عصبانی هستی و بوسیله این کلمات میخواهی این احساست را به من نشان دهی.
من می‌دانم که تو واقعاً از من متنفر نیستی زیرا من و تو، همدیگر را خیلی دوست داریم. فکر می‌کنم تو می‌خواهی بگویی، “من این قانون تو را دوست ندارم. من ازینکه چیزی میخواهم و تو به من نه می‌گویی، متنفرم.”

به او فرصت دهید تا در این شرایط صحبت کنند، و از چیزهایی که باعث دلخوریشان می شود، شکایت کنند. فضایی را برای ابراز افکار و احساسات او ایجاد کنید؛ و بدون قضاوت و پاسخ دادن، فقط گوش دهید.
سعی نکنید از خود دفاع کنید یا کودک را به چیزی متقاعد کنید.

اگر کاری وجود دارد که شما در آن موقعیت انجام می‌دهید که واقعاً برای او مشکل ایجاد می‌کند، مسئولیت آن را بپذیرید و عذرخواهی کنید.
و اگر از قانونی ابراز تنفر و ناراحتی کرد، دلایل وضع آن قانون را برای او به زبان ساده، توضیح دهید. 

گام سوم: حل مسئله و تعیین محدودیت

اینجاست که ما یک استراتژی جدید را آموزش می‌دهیم. چرا که هدف ما، تربیت فرزندی است که بتواند احساسات واقعی خود را با والدین خود (و دیگران) در میان بگذارد. این کودکی است که یاد می گیرد، برای ابراز احساسات منفی، نیاز نیست که از روش‌های خشونت آمیز و یا کلمات نامناسب استفاده کند؛ و سپس احساس بدی در مورد آن پیدا کند و آن احساس گناه و شرم را با خود حمل کند.

ما می‌خواهیم فرزندمان بتواند در مورد وضعیت احساسی خود صحبت کند و احساس و شرایطی که برایش پیش آمده را از ‘شخص’ جدا کنند. 
با اینکار، ما این پیام را به او می‌دهیم که عصبانی شدن از یک قانون یا یک وضعیت اشکالی ندارد، اما شخصی کردن آن و گفتن اینکه از کسی متنفر هستیم، درست نیست.
از فرزند خود بپرسید وقتی می‌خواهد بگوید “ازت متنفرم”، به جای آن چه کلمه یا عبارتی را می‌تواند جایگزین کند؟! 
وضعیت را پیش‌بینی کنید و مغز آنها را وادار کنید از قبل فکر و مسئله را حل کند. آنها احتمالاً همیشه به یاد نمی‌آورند که از این استراتژی جدید استفاده کنند، اما شما می‌توانید تمرین کنید و آنها را از این برنامه یادآوری کنید.

به طور مثال:
“من می‌دانم که تو از من متنفر نیستی. می‌دانم که تو در مورد این اتفاق احساس بدی داری. میتوانی ازین به بعد در چنین موقعیت هایی، بگویی، “من این وضعیت را دوست ندارم” یا “من از این چیز متنفرم”. ولی اگر باز هم در موضوعی به اشتباه از عبارت  “ازت متنفرم” استفاده کردی، میتوانی دوباره تلاش کنی و عبارت مناسب تری را جایگزین کنی.”

گام چهارم: مکالمه را به تعویق بیندازید

بخش بزرگی از فرآیند فرزندپروری این است که به فرزندمان اجازه دهیم اشتباه کنند. باید بدانیم که بعد از این مکالمات، او قرار نیست که همیشه این کار را درست انجام دهد و بتواند در لحظه خود را اصلاح کند.
وقتی اوضاع از کنترل خارج می‌شود، مکالمه و عواقب آن را به تعویق بیندازید. مدتی به او فرصت دهید تا احساساتش فروکش کند. او در احساسات منفی خود گرفتار شده‌ و نمی‌داند با آن احساسات چه کند. تهدیدها و عکس العمل های شدید، فقط احساسات منفی بیشتری را هم در کودک و هم در شما ایجاد می‌کند.
وقتی اوضاع آرام شد، برگردید و در مورد آن صحبت کنید. آنچه اتفاق افتاده را به او یادآوری و بدون قضاوت برای او توصیف کنید.

دربارهء اینکه کلام او باعث رنجش شما شده به آرامی صحبت کنید. می توانید کاری را به صورت مشترک باهم انجام دهید که هر دوی شما از آن لذت می‌برید. 
اینکار کمک می کند که احتمالاً احساس بدی را که بعد از گفتن آن جمله به شما دارند، جبران کند و احساس بهتری پیدا کند. 
همچنین، شما به فرزند خود، هم فرصتی برای جبران می‌دهید تا بتواند اوضاع را درست کند و هم یاد بگیرد که رفتار او پیامدی دارد؛ و اگر باعث رنجش کسی بشود، خوب است برای جبران کاری را در جلب محبت او انجام دهد.

و کلام آخر اینکه، همیشه به خاطر داشته باشید که فرزند شما هیچوقت از شما متنفر نیست. او فقط مهارت یا زبانی برای توصیف احساسات خود به روشی سالم‌تر (هنوز) ندارد.
به عنوان والدین، ما می‌توانیم استراتژی‌های بهتری برای مقابله در تجربه احساسات منفی به فرزندان خود بدهیم و آنها را به سمت سواد عاطفی و مهارت های بیشتر هدایت کنیم.

تصویر زهرا اخباریه

زهرا اخباریه

تکنولوژیست آموزشی
برای دیگران ارسال کنید