مقالات

راهبردهای ترویج همدلی در کودکان

۱. زمان مناسب را بشناسید
پذیرفتن احساسات و سهیم شدن در دیدگاه دیگری برای کودکان کار آسانی نیست. معمولا در سن پنج یا شش سالگی است که کودکان می توانند دیدگاه ها و نظرات دیگران را درک کنند. این اساس توافق درست شبیه به اشتراک گذاشتن اسباب بازی ها یا به نوبت استفاده کردن از وسایلی مثل تاب، می باشد. بهترین زمان برای آموزش و کسب مهارت همدلی هنگامی است که کودکان در حال بازی کردن هستند. شما می‌توانید کودک خود را با بازی‌ها و فعالیت‌هایی آشنا کنید که در آن نیاز دارند خود را به جای یکدیگر بگذارند. انتخاب یک رویکرد همدلانه میتواند کودک را در کسب این مهارت کمک کند.
۲. از داستان استفاده کنید
داستان ها منابع بسیار ارزشمندی برای پرورش همدلی در کودکان هستند. کودکان ممکن است توانایی درک همدلی با کودک غمگین دیگر ر‌ا نداشته باشند؛ به طوریکه مثلا نمی توانند درک کنند که چرا باید عروسک مورد علاقه خود را برای خوشحال کردن دوست غمگین خود به او بدهند، و یا مثلا دوستی را که آسیب دیده و دستش زخمی شده است را در آغوش بگیرند؛ اما با شنیدن داستان ها، درک این نوع رفتارها و برخورد های مهربانانه برای آنها ساده تر می شود. یک داستان خوب و جذاب به شنونده این امکان را می‌دهد تا بتواند خود را به جای شخصیت‌های آن داستان بگذارد و از دیدگاه آنها نگاه کند و از جایگاه آنها زندگی را حس کند. به عبارت دیگر، چنین داستان‌هایی کودکان را تشویق می‌کنند تا احساس شخص دیگری (شخصیت داستان) را در موقعیت های مختلف بپذیرند و درک کنند.
یکی از فعالیت هایی که می تواند در این زمینه برای کودکان جذاب باشد این است که از کودک بخواهید تا بخش هایی از داستانی که شنیده است و یا فیلمی که تماشا کرده است را بازی کند و راه حل های دیگری که برای حل معضل داستان به ذهنش می رسد را بررسی کند. این قبیل فعالیت ها به کودکان کمک می کند تا با دقت در مورد احساس دیگران در یک‌ موقعیت خاص، فکر کنند؛ و در نتیجه به مرور مهارت های مورد نیاز برای ابراز رفتار همدلانه را کسب کنند.
۳. هویت اخلاقی بسازید
مزیت دیگر استفاده از داستان ها این است که موجب پایه گزاری اساس ارزش های اخلاقی می شود. به جای اینکه بخواهیم دائم با کودک در مورد مفاهیم انتزاعی مانند خوب و بد یا درست و غلط، صحبت کنیم، می توانیم به طور موثر تری، ارزش های اخلاقی را از طریق داستان به کودکان منتقل کنیم. سپس هنگامی که اصول اخلاقی ایجاد شد، می توان به کودکان بازخورد مثبت دهیم. مثلا زمانی که کودک با مهربانی رفتار می کند، و یا سخاوتمندانه چیزی را با کسی به اشتراک میگذارد، رفتار همدلانه او را توصیف کنیم و به او بازخورد مثبت دهیم.
به طور مثال، به جای اینکه به او بگوییم چه دختر خوبی، یا چه پسر مهربانی؛ کار او را به این صورت توصیف می کنیم: “متشکرم که اسباب بازی ات را با دوستت به اشتراک گذاشتی.” یا اینکه: “چقدر خوب که حواست به دوستت بود و به او کمک کردی مشکلش را حل کند.”
درحالیکه در‌ دوران بزرگسالی دیگر برای هر رفتار مثبت و همدلانه ای به آنها بازخورد نمی دهیم؛ و در کل آنها را به دلیل اینکه شخصیت دلسوز، مهربان و در کل مفیدی برای دیگران هستند، تحسین می کنیم. بدینوسیله، هویت اخلاقی در آنها تقویت و تثبیت می شود.
حال در شرایطی که کودک رفتار همدلانه نشان نمی دهد چه باید کنیم؟ مثلا اگر کودکی با نامهربانی صحبت می کند یا رفتار شایسته ای در مقابل کودکی که با او تعامل دارد، نشان نمی دهد، چطور می توانیم به او‌ کمک کنیم؟
قطعا تنبیه روش درستی برای ایجاد مهارت همدلی در کودک نمی باشد؛ و به جای آن ایجاد فرصت برای جبران و بازنگری در رفتار اشتباه می تواند کودک را در این مسیر کمک کند. همراهی و کمک به کودک برای درک اینکه به کسی صدمه زده است و سپس اجازه دادن به او برای جبران، به تقویت همدلی کمک می کند.
۴. کلام آخر
به خاطر داشته باشید که همدلی را فقط در یک فضای حمایتی می توان آموخت. بنابراین در کنار همراهی کودکان، والدین باید به رفتارهای خود دقت و‌توجه بیشتری داشته باشند. زندگی در دنیای شدیداً رقابتی کنونی، اغلب باعث می‌شود که بزرگسالان به موفقیت‌های مادی، اجتماعی، و تحصیلی توجه بیشتری کرده و در عمل آن‌ها را تحسین کنند؛ درحالیکه قدردانی و حمایت از مهربانی و همدلی در کلام باقی می ماند! این در حالی است که، هر چه کودکان بیشتر ببینند که بزرگترهایشان در عمل و در موقعیت های مختلف، رفتار همدلانه نشان می دهند، احتمال اینکه خودشان نیز انسان های همدلی شوند بیشتر می شود.
نوشته شده توسط تیم شبکه مراقبت از کودکان استرالیا-۱۸ جولای ۲۰۲۳
تصویر زهرا اخباریه

زهرا اخباریه

تکنولوژیست آموزشی
برای دیگران ارسال کنید